خرید بک لینک

متیو پری ، چندلر نازنینم

دوشنبه صبح وحشتناک ترین صبح چند روز اخریمو داشتم

تو رفتی و اولین نقطه اتصالم ب این دنیا پاره شد

حالا ججوری من فرندز ببینم بعد تو

میدونی چرا انقد برام سخته ؟ ب خاطر درک شدیدی ک از حالت داشتم و تک تک روزا و سالهای خوبی ک برام ساختی

من میفهممت

روحت در شادی باشه

راستی اگ اونجا خوبه میشه منم ببری

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:30

کاش بمیرم

هرروز خودکشی نکردن داره سخت تر میشه

هر یک ثانیه ای ک زنده ام دارم زجر میکشم

هر یک ثانیه از خودم و مامانم و بابام و خواهرم و داداشمو هر انسانی متنفرم

هوایی ک نفس میکشم مثل زهری میمونه ک روانمو ذره ذره تجزیه میکنه

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: جمعه 29 تير 1403 ساعت: 21:39

دارم با زجر کشیدن ذره ذره میمیرم

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: چهارشنبه 19 ارديبهشت 1403 ساعت: 14:57

پولمو بالا کشیدن یه ابم روش

من المان نرفتم

دوباره گم شدم

دوباره روز از نو روزی از نو

کار جدید سخته

سگ دو زدن سخته

گم شدن سخته

از خودم متنفرم خیلی زیاد

از خودم، شمایلم، بی ارادگیم ، خستگیم ، تنیبلیم، چاقیم ،خجالتی بودنم، محتاط بودنم و همه و همه چیزم

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: چهارشنبه 29 فروردين 1403 ساعت: 14:58

انقد زبان نخوندم ک الان ده هزار یورو ازم میخان ک فسخ کنم

و من خوب نتیجه پول و پشتیبانی های خونوادمو دادم

حالا با چ رویی اصلا بهشون بگم

خدایا ب خاطر اونا یکاری کن

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: پنجشنبه 3 اسفند 1402 ساعت: 18:25

میزان فشاری که این مدت روم بوده یر قابل توصیفه

الان که دارم اینو مینویسم سرکارم و استعفا دادم و هنوز زبان نخوندم و آذره و از شدت استرس احساس میکنم الان بالا میارم

وای ینی میشه یه روز رفتع باشم و فشاری روم نباشه و نرمال زندگی کنم

خیلی خستم خیلی استرس منو گاییده دوستان

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1402 ساعت: 16:37

آدم سگ باشه ولی کارمند نباشه ولی زیر دست نباشه

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1402 ساعت: 14:01

دوشنبه صبح وحشتناک ترین صبح چند روز اخریمو داشتم

تو رفتی و اولین نقطه اتصالم ب این دنیا پاره شد

حالا ججوری من فرندز ببینم بعد تو

میدونی چرا انقد برام سخته ؟ ب خاطر درک شدیدی ک از حالت داشتم و تک تک روزا و سالهای خوبی ک برام ساختی

من میفهممت

روحت در شادی باشه

راستی اگ اونجا خوبه میشه منم ببری

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: شنبه 13 آبان 1402 ساعت: 15:15

این همه خشم دلیلش چیه واقعا ؟ باید با خودم صداقت داشته باشم

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1402 ساعت: 11:59

یه حال عجیبیم

سیندلر بینگ نهایت بی معرفت ترین انسانی هستی ک دیدم

کلا یا خیلی عصبیبم یا خیلی ناراحت

از این حجم مریضی های مختلف و قرص های مختلف زیادی که دارم خسته شدم و خجالت میکشم

از چاقی زیاد خسته شدم

از انجام ندادن کارام خسته شدم

ار خوابیدن خیلی زیاد خسته شدم

از خودم متنفرم

از اخلاقام متنفرم

از سبک زندگیم متنفرم

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1402 ساعت: 13:37

اگر کسی داره آلمانی میخونه لطفا بیاد با هم صحبت کنیم

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1402 ساعت: 1:14

یه همکار دارم

هرروز منو میبینه میگه تو المان نمیری هیچ وقت بهت قول میدم

نمیتونی

تو افسرده ای

حالت بده

هیچ وقت خوب نمیشی

اینو نوشتم ک باشه و یادم باشه

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1402 ساعت: 15:16

وسوسه شدم بش پی ام بدم من پی ام بدم آیا؟

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 15:48

دلم برای سیندلربینگ تنگ شده

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 14:01

گوه تو زندگی خدا مارو ریده زندگی بعضیا چطوره زندگی ما چطوره خسته شدم از سگ دو زدن

برچسب: نویسنده: نیما نجفی تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 14:01

صفحه بندی