75
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 16:19
خب دوستان بنده ب گای سگ رفتم.
76
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 16:19
از اینک ب ی چیزس ک خیلی زیلد و مث سگ میخاستی میخای برسیکل وجودت خوشحال و امیدوار میشهیهو همه چی خراب میشه متنفرم فبلا خب هیچ وقت نداشتیش ولی بعدش ی قدمیش بودیو دردناک ترترتره Adblock test (Why?)
63
-
تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 8:38
فردا 26 ساله میشم و هیچی تو زندگیم ندارم ب هیچی نرسیدم دلم ب هیچی خوش نیست خسته ام حس میکنم دارم رو تردمیل میدوام کار سخت درس سخت تلاش بدو بدو و هیچی هیچی خیلی خستم خیلی Adblock test (Why?)
۶۴
-
تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 8:38
خسته ام سگ تو زندگی سگ زندگی سگی مردن بهتره
پست نمیدونم چندمی
-
تاریخ: 1396/9/13 ساعت: 17:20
همه چی مزخرف بی پولی داد میزنه، ولی لپ تاپ خریدم ب لطف مامان عزیزممم، خدایا واسم نگهش دار خدایا نباشم روزی ک نباشه خدایا کمکش کنم من احمقانه ب کنکور دوباره فک میکنم :) هندزفری جدیدم خراب شده :) + نوشته شده در جمعه دهم آذر ۱۳۹۶ساعت 21:4  توسط همراز |
بغض بی کسی
-
تاریخ: 1396/9/13 ساعت: 17:20
رفتیم آزمایشگا با دوستم ک با دفترچه اون آزمایش بدم ک چ مرگمه دوستم ترسید بهشون گفت ک من جاش آزمایش میدم اونام نزاشتن، میدونس اصلا از دوستم ناراحت نشدم چون کاملا حق داشت ولی یه بغضی ته گلوم بود تو کل راه ک هر بار ک کمرم درد میگرفت شدید تر میشد اونم بغض بی کسی بود ک اینبار مامان گفت بم دنبال ترحمی، در...
Help
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 19:48
یه وبلاگ بودش یه دختری تو لندن بود کارگردانی میخوند عاشق وبش بودم لطفا هرکی میمونه آدرسش بده آدرسش یهwolf توش بود گویا + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۶ساعت 13:19  توسط همراز |
Fuck
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 19:48
حجم وقاحت بابا یادم رفته بود میگ لابد همراز با یکی از کلاسشون دوسته ک چکمه و پانچ خرید الانم میره آرایشگا مامان اذیته موهاش سفید شده تو صداش بغض داره من بغض دارم غلط کردم اومدم سر زدم غلط کردم میخوام برم ایشاله اتوبوس چپ کنه + نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ساعت 10:36  توسط همراز |
۰۰۱۶
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 11:51
نمیتونم بنویسم ، کلی حرف تو گلومه
دستم از خواب بیرون مانده است
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 11:51
حالا که رفته ای ، بیا بیا برویم بعد ِ مرگت قدمی بزنیم ماه را بیاوریم و پاهامان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیم بعد موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار بعد موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار بعد موهایت را از روی لب هایت .... لعنتی دستم از خواب بیرون مانده است #گروس_عبدالملکیان عزیززز + نوشته شده در پنج...
کمک
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 11:51
کسی شهر مراغه رو میشناسه ؟ چطور شهری هست ؟ شهر قدیمی و درب داغونه یا نه شیک و پیکه ؟. دانشگاهش چطوره و کلن هر کی هر چی میدونه بم بگه لددددفن + نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 23:8 توسط همراز |
شگفتا
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 11:51
امروز رفتم کلاس ویولن و تنها حس خوب امروز بود ،هر چند گوشواره یادم میاد ناراحت میشم هی امروز رفتم پول در بیارم از عابر بانک این دستگاهاش دو تا بود جفت هم زنا ی ور مرداد ی ور مغزم گره خورد عابر بانکهارم زنونه مردونه کردن ؟؟؟ منم رفتم تو صف مردا ک بفهمن گو میخورم اینم زنونه مردونه کنن + نوشته شده در پ...
خواب
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 1:56
نمیدونم عصر بود یا دیشب ک ی خواب بد دیدم تو خوابن چندتا جنازه دیدم ک دهناشون باز بود و سفیدی پلکاشون پیدا بود و تصویرشان از جلو چشمم نمیره بعد من تو خواب هی ب نفر کمک میکردم ک پاهاش فلج بود و خیلی لاغر بود خلاصه من کلی کمکش کردم تا ب کمک کسی ک همراهش بود رسوندمش جایی ک میخواست یهو اونو دوروبریاش تبد...
۳:۲۷ #رفیق
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 1:56
بابا هم هنوز بیداره از سروصدای توی حال مشخصه بدم میاد آدمایی وقتی بقیه خوابن ملاحظه نکنند حالا من خواب نیستم ولی کلا از این رنگ و روی زرد و بی حال و چاق خستم واقعن نمیدونستم اینقدر مهمم ک بعد هفت هفته یه آزمایش نمیبرند ازم بکنن اصن بفهمم چه دردمه کسی ک رفیقم دوسش داره عروسیشه و من دلم برای رفیقم خون...
عقده
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 1:56
تا کی باید بمیرم واسه پزشکی حتی الان ک ذوق زده بیوتک ام ؟ چه مرگمه؟ منک از پزشکی متنفرم چرا ولم نمیکنه این لعنتی حسرتی ک از پزشک نبودن دارم داره خفم میکنه من احمق هوووف چن تا وب خوندم ک نویسنده پزشک بودن غم رو دلممم دلمو سوزوند خدایا میبینی منو اصن؟ کمکم کن خیلی کمک میخوام ،نباش خسیس خوابم نمیبره چر...
#روز_مزخرف
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 1:56
ی بار کل هرچی میخواستم رو نوشتم یکمش مونده بود ک بابا گوشیشو خواست و الان باید از اول بنویسم و ی چیز ب روز مزخرفم اضافه شد خب من واسه اینک برم قرصو از عطاری مورد نظر بخرم میگم جدیدا میرم پیاده روی عصرا(و البته چند کیلومتر راه میرم ) ،امروز مامان گفت اونم میاد ک بریم بیرون و من ازش خواستم امروز مانتو...
Dream
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 1:56
اولین آرزوی بزرگم اینه ک دور دنیا رو بگردم ولی بعدش اینک زودتر مستقل شم و درآمد داشته باشم ک بتونم یه دختر دبیرستانی ک کلی آرزو داره ولی تو بهزیستی هستش رو بیارم پیش خودم و کمکش کنم ب آرزوش برسه و خب مثل خونواده شیم و هم مثلا درس بخونه و اگ خواست ازدواج کنه کمک کنم جهیزیه و عروسی خوبی داشته باشه و ک...
نامه ای به پدر
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 1:56
پدر عزیزم اکنون که در زندگی اینقدر از هم دور هستیم بگزار تا در دنیای مجازی با تو سخن بگویم پدر عزیزم با تمام کارها یی که کردی و حرفهایی ک زدی و دلی ک شکاندی باز هم عاشقانه دوستت دارم و تا ته دنیا هم عاشقت میمانم و نباشم روزی ک تارمویی از سرت کم شود پدر جان کاش اینقدر از فقر نمیهراسیدی آنقدر ک زندگی ...
#محک ،#eb و...
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 1:56
امروز کلی تو سایت محک چرخیدم و حیف ک تهران نیستم تو شهرمان محک دفتری چیزی ندارن ، ثبت نام کردم و تعهد دادم ماهی دوهزار تومان حداقل حداقل بدم ،میدونم خیلی کمه ولی خب من ماهی چهل نهایتن پنجاه تومان دارم فقد و البته این دو تومن کف چیزیه ک میدم هر بچه ماهی ۱۷۵۰۰۰ تومن خرج داروهاشه ، فک کنم صد نفر ماهی د...